![]() |
![]() |
|
| از اهالی احساس |
|
ازون کوچه ی سردو خاکستری که هر شب تو رویا منو میبری همونجا که گفتی دلت با منه خوشی خط بین خدا تا منه گذشتم و دیدم قدمهات نیست منو کوچه هستیمو دستات نیست توهم مثل من کوچه ها یادته؟ قدمهای بی انتها یادته؟ تو هم یادته آرزوهای خوب؟ غم ناب هر جمعه وقت غروب؟ چی شد اون دلای نترس قدیم که با دست خالی به دریا زدیم نشد چشم دنیارو خوابش کنی به هر کی رسیدی جوابش کنی نشد یا نخواستی یه عمری گذشت وپاهای دوری دیگه برنگشت نگاهت به من تا شبی مات بود که این کوچه هم قد دنیات بود عسل روی تیغ گناهم شدی تو شیرین ترین اشتباهم شدی.. * نعیم حاکم زاده *
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:17 توسط عسل گیسو |
|
![]()
فیلم جدایی نادر از سیمین جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان اسکار را از آن خود کرد. اصغر فرهادی کارگردان و نویسنده این فیلم جایزه خود را از ساندرا بولاک دریافت کرد. این نخستین بار است که فیلمی ایرانی در مراسم اسکار به جایزه ای دست می یابد. این فیلم به کارگردانی اصغر فرهادی در دو رشته بهترین فیلم زبان خارجی و بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی در هشتاد و چهارمین دوره جوایز آکادمی اسکار نامزد دریافت این جایزه شده بود. آقای فرهادی در هنگام دریافت جایزه اش گفت: “سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. جایزه ام را به مردمم تقدیم می کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن ها و فرهنگ های دیگر سر سازگاری دارند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم اسفند 1390ساعت 21:13 توسط عسل گیسو |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 22:51 توسط عسل گیسو |
|
|
خداوندا نمي دانم در اين دنياي وانفسا شنیده ام که تو عکس شکسته می کشی با رنگ
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم دی 1390ساعت 14:33 توسط عسل گیسو |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 20:22 توسط عسل گیسو |
|
|
حرمت اعتبار خود را هرگز در میدان مقایسه با دیگران مشکن،که ما هر یک یگانه ایم موجودی بی نظیر و بی تشابه که بهترین در زندگانیت چگونه معنا میشود. از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر بر آن چنگ درانداز، آن چنان که بر زندگی خویش ،که بی حضور آنان ، زندگی مفهوم خود را از دست با دم زدن در هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده فرصت زندگی امروز را زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود. هر روز همان روز را زندگی کن و بدینسان تمامی عمر را به کمال زیسته ای. و هر گز امید از کف مده و آنگاه که چیز دیگری برای دادن در کف داری همه چیز در آن لحظه به پایان می رسد که قدمهای تو باز می ایستد . و هرگزهراسی به خود راه مده و از پذیرفتن این حقیقت که هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد برخیز و بی هراس خطر کن در هر فرصتی بیاویز ، و هم بدین سان است که به مفهوم شجاعت دست خواهی یافت ..
آن را تنگ در مشت گیری آسانتر از کف رود پرورشش ده تا که پایدار بماند . رویاهایت رو فرومگذار که بی آنان زندگانی را امیدی نیست و بی امید، زندگی از روزهایت شتابان گذر مکن که در التهاب این شتاب نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی زندگی مسابقه نیست زندگی یک سفر است و تو آن مسافری باش که در هر گامش ترنم خوش لحظه ها جاریست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390ساعت 13:26 توسط عسل گیسو |
|
|
گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
.زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام. توان شروع به دویدن کنی. کوچک باش و عاشق... که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن فرقى نمی کند گودال آب کوچکى باشى یا دریاى بیکران... زلال که باشى، آسمان در توست . برای رهائی از گذشته با خود بخوان :
من جهانی هستم که در شرف زاده شدن است! من میخواهم که دویاره متولد شوم .. اینبار جوری دیگر... ![]() همواره اینرا با خود بخوان : رویاها تجدید نشدنی است ؛ مهم نیست سن و شرایط ما چیست ، مهم آنست که هنوز توانائی های دست نخورده ای در درون ما وجود دارند و زیبائی تازه ای در انتظار ظهور است! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 20:4 توسط عسل گیسو |
|
دلم گرفته از این روزگار دلتنگی دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
شکست پشت من از داغ بی تو بودنها درون هاله ای از اشک مانده سرگردان از آن زمان که تو از پیش دلم سفر کردی دگر پرنده احساس مــن نمی خواند بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد همچـو نِـی می نالـم از سودای دل |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 17:1 توسط عسل گیسو |
|
دلا شب ها نمی نالی به زاری
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 16:47 توسط عسل گیسو |
|
|
تو رفتی و در سکوت کلبه عشق تمامی وجود من سخت آزرد شقایق های این دشت پر از خون درون سینه ام نشکفته پژمرد تو رفتی و با تو عشق هم سفر کرد شریک غم به کام من فرو ریخت سکوت ماتم درد و جدایی به شبهای غم آلود بیامیخت سفر کردی لیکن دستهایم کنون در حسرت و غرق نیازند فراق و دوری ات را چاره ای نیست پس از تو اشکهایم چاره سازند بیا ای زندگانی بگذر از من که بی او زندگانی هیچ و پوچ است فروپاشیده شد کاشانه دل پرستوی مهاجر فکر کوچ است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 15:59 توسط عسل گیسو |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آسمان همچو صفحه دل من
روشن از جلوه هاي مهتابست امشب از خواب خوش گريزانم كه خيال تو خوشتر از خوابست خيره بر سايه هاي وحشي بيد مي خزم در سكوت بستر خويش باز دنبال نغمه اي دلخواه مي نهم سر بروي دفتر خويش تن صدها ترانه مي رقصد در بلور ظريف آوايم لذتي ناشناس و رؤيا رنگ مي دود همچو خون به رگ هايم آه ... گوئي ز دخمه دل من روح شبگرد مه گذر كرده يا نسيمي در اين ره متروك دامن از عطر ياس تر كرده آه ... باور نمي كنم كه مرا با تو پيوستني چنين باشد نگه آندو چشم شورافكن سوي من گرم و دلنشين باشد بي گمان زان جهان رؤيائي زهره بر من فكنده ديده عشق مي نويسم بروي دفتر خويش «جاودان باشي، اي سپيده عشق» |
| نویسندگان |
|
عسل گیسو از ياد رفته |
|
RSS
|